سلام آجي... ديدي پسفوردتو حفظم! نيسني و
جات خيلي خاليه. اون قدر حرف دارم برات بزنم كه دلم شده مثه يه خيگ ماست!!! راستي بادوربينت
چندتا عكس انداختي؟ آخر خريدي ها ناقلا!!!
چقدر سخته حتي براي 4 روز ناقابل هم كه
شده از نزديكترين موجودي كه تو زندكيت داري جدا بشي... و سخت تر از اون اينه كه
سعي كني همش يه بغضي رو كه تو گلوته قورت بدي و بگي نه الان موقعش نيست... مثل
هميشه. اما ناقلا تازه فهميدم كه هيچ كس جاي تو رو تو زندگيم پر نميكنه حتي كسي كه
فكر مي كردم بهترين دوستمه و نبود... راست مي گفتي بعضي وقتا آدم بايد پا رو همه
چي بذاره و زياد دم پره خيلي از چيزا نگرده تا خوش درست بشه. آره راست مي گفتي...
امشب تونستم اين كار رو بكنم. البته يه كم....
شايد فردا شب اين موقع پيشم باشي .
شايد....
اين شعرو داشتم ميخوندم و گفتم تقديمش
كنم به بهترين قل دنيا. راستي آدمايي كه دوقلو نيستن چقدر بدبختن نه؟؟؟
طرح كم رنگي بودم ازعشق
نقطه چيني از خويش
توتمامم كردي...
عمران صلاحي
پ.ن: زود بيا آنا زود...

